بعضی چیزا یا کار های خنده دار هستش که حتماً تو زندگی همه ی ماها اتفاق افتاده، تو این مطلب چند تا ازین کارای جالب رو به یادتون میاریم…خودتون اعتراف کنید…

اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که من با دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده …ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام: امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟
بیشترم به دریچه کولر شک داشتم
.
.
.
اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!!
تازه هی چند بارم پشت سر هم این کار و کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!!!
.
.
.
اعتراف میکنم سر فینال جام جهانی تا لحظهای که اسپانیا گل زد فکر میکردم اسپانیا نارنجیه، هلند آبی، گل هم که زد کلی لعنت فرستادم به هلند، بعد گل رو صفحه نوشت اسپانیا ۱ – هلند ۰ ، تازه فهمیدم کل بازی داشتم اشتباه فحش میدادم
.
.
.
برچسب ها : اعتراف اعتراف بچگی اعتراف دبستان اعتراف طنز بچه که بودیم جالب خاطرات خاطرات دبستان خنده شوخی طنز بچگی طنز خاطرات طنز دبستان طنز: اعتارف می کنم که… مطالب خنده .
- تاریخ : ۲۴ اسفند ۱۳۹۰
- بدون نظر




















